الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

187

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

دعا و صدقه دادن مأمورٌبه است و مؤثّر واقع مىشود و توسّل به اين وسايط هم بر حسب مشيّت الهى مؤثّر است و موجب دفع بلا يا شفا يا زيادىِ رزق مىگردد ، زيرا وقتى كسى از آنها درخواستى كرد ، آنان بنا بر مشيّت الهى و به اذن خداى تعالى آن درخواست را انجام مىدهند و چه‌بسا كه موظّف باشند انجام دهند ؛ چنان كه مادر ، واسطهء تغذيه و استفادهء طفل از خزاين ارزاق الهى است و به مشيّت الهى شير در پستان او آفريده شده و اگر طفل گريه كند و مادر بخواهد و كودك پستان مادر را بمكد ، شير مىنوشد . اين امور ، اسرارى است كه عقول عادى به پايان آن نمىرسد و از درك تفاصيل آن عاجز است . اين نكته هم ناگفته نمانَد كه غرض از اين تحقيق اين نيست كه تمام افعال و كارهاى الهى به وسيلهء وسايط انجام مىگيرد و وسايط صاحب‌اختيار ، به اختيار و به امر خدا آنها را انجام مىدهند بلكه غرض اين است كه خداوند با وسايط هم افعالى را انجام مىدهد كه خود عالِم به مصالح و موارد آن است . و حاصل اين است كه توسّل به ملائكه - مثل « ملائكة ربّى ارفقوا بى » - و به ائمّه عليهم السلام در اين نظامى كه اجمالى از آن بيان شد ، شرك نيست و هر شأنى از اين شؤون كه بر حسب دليل معتبر ، براى انسان ثابت شود معقول ، و در مسير اين عقايد توحيدى ، مقبول است . شرك اين است كه كسى يا چيزى بالذّات و در عرض خدا و فاعل افعال خدا و خالق و يا مستقل در افعال و ارادهء خود يا خلق شمرده شود به نحوى كه مشيّت الهى مؤثّر نباشد . اين معنى شرك است ، هرچند كه گفته شود خداوند اين قدرت را به بنده داده و خود كناره‌گيرى كرده است . امّا اگر كسى به اذن‌اللَّه عامل ارادةاللَّه باشد و به حول و قوّه و مشيّت او فعلى را كه به او مستند مىشود انجام دهد و فعلى كه ممكن است بدون واسطه